سی و نُه

خرید بک لینک
شاید اگه اون الهام سابق بودم الان بهترین وقت واسه تعطیلی وبلاگم بود ، دقیقا همین الان که دلم بس تنگِ بس گرفته س و بس خسته ست ... نه واسه اینکه کلاس داره یا الان مد شده یا الان که معروف ترین و محبوب تریناش رفتن و یه بلاگ رو غصه دار کردن ، نه ، فقط به همون دلایلی که گفتم ... همیشه اینجور مواقع تعطیل میکردم و خیلی ضایع حرصمو درمی آوردم سر این چاردیواری بی در و پیکر ، اما بعدترها فهمیدم تعطیل کردن مثل این میمونه که قهر کنی و بری از یه جایی یا مثلا سد کنی راه ارتباط با کسایی که شدن رفیقت ... روزی که وبلاگنویس شدیم ینی وصل شدیم به یه جایی که راه گریزی ازش نداریم ، درست مثل همین زندگی که نمیشه تعطیلش کرد حالا که قدرت حذف یا برداشتن پست ها و تعطیلی در دست ماست کاش هی بازی نکنیم با احساس خودمون و بقیه ...پی نوشت : دلم گرفته دنیا دو روزه آدم باید به پای خیلیا بسوزه ...قشنگ میخونه ، بشنویم سی و نُه...

ما را در سایت سی و نُه دنبال می‌کنید

برچسب: شصت و یک,شصت و یکمین سوره قران,شفاف سازی شصت و یکم, نویسنده: بازدید: 54 تاريخ: جمعه 28 آبان 1395 ساعت: 8:05

حالا دلتنگیم که باشیم ، به بن بست و گیر و گرفتاری رسیدیم که رسیده باشیم اینا هیچکدوم ربطی به نشانه های قشنگ زندگی نداره ، این نشانه میتونه داشتن یه حس خوب از بافتنِ موها تو یه عصر دل انگیز پاییزی باشه..تا دراز کش وسط اتاق تصمیم به خوندن این کتاب بگیرم که همون اولش کلی صدای خنده مو ببره بیرون که بقیه فکر کنن خل شدم :))و قشنگ تر بشه با پیدا شدن سروکله ی یه رفیقِ جآن از همونا که مرزِ صمیمیتت باهاش از یه جاهایی رد شده و شده سنگ صبورت ... میاد و این حق رو داره که بپرسه من هستم و بگو از اون چیزی که حالتو گرفته و بگه و بگه و وقت بذاره تا بفهمه دقیقا چمه و حلش کنه :)) به خدا که این نشانه ها خودِ حالِ خوشن و همه ی حس های بد و دلتنگی و همه ی تاریکی ها توش گم میشن :)+ اون قلب های ناشیانه ها هم جاست فور اون :))) سی و نُه...

ما را در سایت سی و نُه دنبال می‌کنید

برچسب: شصت و دو,شفاف سازی شصت و دوم,نام مادر شصت و دو, نویسنده: بازدید: 60 تاريخ: جمعه 28 آبان 1395 ساعت: 8:05

+ یه زمانی تو زندگی تو جوونی و پدر و مادرت میانسال و نوه دارن و شدن مادرجون و پدرجون و گوگولی تر از قبلن و جالبتر اینکه تو اون خونه مادربزرگ هم باشه که رده سنی مون اوکی شه ، حالا اینکه اینا رو گفتم ربطی به اصل قضیه نداره واقعا اما خواستم برسم به مادربزرگم که دلیل بی خواب شدن امشبِ منِ چون برای اولین باره که یه شبو تو بیمارستان داره میگذرونه و من میدونم الان در چه حاله و تنها امیدش اینه که صبح بشه و مرخصش کنن بیاد کل لباساشو بشوره و نمازشو بخونه حالا اصلا هم عین خیالش نمیاد که ماکارونی چرب و چیلی خورده و یه خاندانو بهم ریخته :/ اونوقت هم به ما جوونا گیر میدن ... خدا خودت مواظب برکت های زندگی هامون باش و سالم نگهشون دار واسمون :) + این داستان : توی مهمونی ها امنیت فکری ندارم :/ مثلا هی میخوام نیام و اینا رو نگم چارتا دوست و رفیق و رهگذر اینجا فکر کنن دارم فخر میفروشم و تعریف از خودِ خودشیفته م میدم :))) اما چیزی که هست اینه که نسبت به تیپ و لباسام و رنگ ها و ست ها و هنرها و کارهای دستی که کار خودمه و ازشون استفاده میکنم و دیگران میبینن و تعریف میکنن خودم راضی نیستم هیچوقت ، مثلا همیشه سی و نُه...

ما را در سایت سی و نُه دنبال می‌کنید

برچسب: قسمت شصت و سه ستایش,قسمت شصت و سه سریال ستایش,دانلود قسمت شصت و سه ستایش, نویسنده: بازدید: 62 تاريخ: جمعه 28 آبان 1395 ساعت: 8:05

+ لبخندهای تلخِ یه وری رو دوس ندارم :/ مخصوصا وقتایی که به افکار مسخره و عملی نشده ی زندگیم میزنم مخصوصا وقتایی که به عطر خاص یا به لباس خاصی که خاطره داره میزنم :| باید نذاشت کار به لبخند تلخ برسه اصلا نباید خاطره درست کرد ! اگه درست شد هم باید بعد از اون بزنی نابود کنی آثارشو، مثل همین آدمایی که بعد شکست عشقی عکسا رو آتیش میزنن و هدیه ها رو پس میدن چه کار درستی میکنن... اگه خاطره ها بمونن میشن جرقه ی به یاد آوردن اما ...وقتی هم به یاد میاری میفهمی که دیگه تکرار نکنی ، میبینین زندگی چه مزخرفه یه وقتایی؟! هم تلخه و هم درس بهت میده ، در این حد مزخرف :| + بین لباسای بهم ریخته ی کمدم میشینمو به این فکر میکنم که لباسایی دارم که یادم نمیاد دقیقا واسه چند سالِ پیشِ و هنوز میپوشمشون ، چرا دل نمیکنم ازشون حتی اگه کهنه نشدن ؟! چرا تکرار و تکرار شده همه چیز هر سال ؟! خواهرم میگه چرا همه ی لباسای تو هیچ ربطی بهم ندارن و همه چی رو برمیداری میپوشی ؟ چرا همه ی مانتوهات آبی و سورمه ای توش داره؟ این روزا به لباس زیاد فکر میکنم، شاید وقتشه برای تغییر از لباسهام شروع کنم ... باید بندازم دور و از نو شر سی و نُه...

ما را در سایت سی و نُه دنبال می‌کنید

برچسب: پنجاه و هفتمین سوره قرآن,بختک؛ پنجاه و هفت داستان ترس,سوره پنجاه و هفتم قرآن,دوازده بهمن پنجاه و هفت, نویسنده: بازدید: 46 تاريخ: شنبه 22 آبان 1395 ساعت: 2:51

شال و کلاه کردن و بازار گردی با مامان و حرص خوردنای من سر وسواس های خریدش و چشم غره و غر زدن سر من که اینو بخر اونو نخر (اینجاست که نتیجه میگیرم سرخود برم خرید :دی) :/ بعدش دور خوردن با ماشین رفیق جان و از این مغازه به اون مغازه دنبال خریداش و نق نق دختر گرد و قلمبه ش :دی خوردن یه شام نصف و نیمه مونده با زنگای پشت سر همِ مامان که دختر شبه بیااا خونه دیگه :)) و شب با یه لیوان چای و یه انار قرمز جلوی مانیتور مشغول دیدن فیلم و آخر سر هم اشک و فین و فین ودستمال کاغذی اما ... حالا موقع مسواک زدن حس کردن قطره های بارون :)) و این چنین شونزده آبانمون رو سپری کردیم ،خدایا پاییز خوبیه ، دوسش دارم ، دمش گرم فقط بارونش بیشتر لطفا :) سی و نُه...

ما را در سایت سی و نُه دنبال می‌کنید

برچسب: پنجاه و هشتی,شفاف سازی پنجاه و هشتم,سوره پنجاه و هشتم قران,سوره پنجاه و هشتم,قسمت پنجاه و هشتم دکتر سلام, نویسنده: بازدید: 51 تاريخ: شنبه 22 آبان 1395 ساعت: 2:51


[ می گویمت به شعر

می خوانمت ز حفظ

مرا بشنو از دور

دلم می خواهدت ...]


#از آلبوم آقای بنفش_گروه پالت

#موزیک_بازی

دانلود

سی و نُه...

ما را در سایت سی و نُه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 48 تاريخ: شنبه 22 آبان 1395 ساعت: 2:51

از این ور و اونور دیدم که یه چالش به راه افتاده و عکس از میز کار میذارن تا اینکه این چالش رسید به حریر جان و منم به فکر افتادم که عکس از میزم بذارم و یه بهانه شد یکم غر بزنم از دستش ! حالا کمابیش پست هایی که دیدم یکی از شلوغی میزش گفته و یکی کنکوریه و همینه و که هس :)) یکی هم حتی بساطش رو زمین پهن بود :)) اما واسه من از اول یه جور دیگه بوده ! یه وسواس خاصی دارم سرش کلی هم هر سال عید به عید که میشه به فکر میوفتم که عوضش کنم و حتی تا دم در هم میبرمش که بندازمش تو حیاط اما باز میاد سرجاش!خلاصه کلی برنامه دارم که منظم تر بشه و مثلا کیس روی میز نباشه اون اسپیکرا اون بالاش نباشن و وسایل گوگولی مگولیم اون بالا باشن تو قفسه و خلاصه کلی فکر و برنامه که نمیشه که بشه ! این میز تحریرم هدیه ی دایی نجارمه برای شاگرد اولیم :)) هم که دلم نمیاد بدمش سمساری هم خیلی بزرگه و جا گرفته و رو اعصابمه ! :| چیکار کنم خو خود درگیرم :))+ خداییش همیشه سعی میکنم تمیز بمونه نه اینکه واسه عکس باشه :)) اما خب دیگه بدم میاد که همه چیز ردیف ردیف و صاف و صاف بی جا و مکان گذاشته روش :/ سی و نُه...

ما را در سایت سی و نُه دنبال می‌کنید

برچسب: شصت,شصت و نه,شصت دقیقه,شستا,شست, نویسنده: بازدید: 45 تاريخ: شنبه 22 آبان 1395 ساعت: 2:50


+ کارم جور نشد و به توافق نرسیدیم بازم شدم خونه نشین و بیکار جامعه ، یکی بیاد منو باز ببره تو آمارِ بیکاراااا :))))

+ کارای خدا همیشه خیر توش هست ، به داده و نداده ش باید شکر کرد :)

+ دارم به کیف جدیدی که قراره با چرم درست کنم و پارچه گل گلی که دوس دارم بدوزمش فکر میکنم ...پیش بسوی کارای حال خوب کن :))

+ بچه ها چرا نیستین آخه ؟ بلاگ از رونق افتاده انگار :/

سی و نُه...

ما را در سایت سی و نُه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 58 تاريخ: جمعه 14 آبان 1395 ساعت: 11:21

چهارشنبه ها خوبن اونقدر که باعث میشن حوصله پیدا کنی و بشینی تخمه بذاری جلو روت و ظهر آروم پاییزتو با دیدن یه فیلم بگذرونی اونقدر مهربونه که همه ی قرارهای دوس داشتنی تو اون روز گذاشته میشه ، اینو همیشه ثابت کرده، چهارشنبه که میشه همه حالشون خوبه و دلشون بیرون رفتن و خوش گذرونی میخواد آخه فرداش پنجشنبه ست :)) اینجور شد که با دوستای خل و چل دانشگاهیم قراری منعقد کردیم و باهم رفتیم اونجایی که عشقِ منِ و بویِ قدیمو میده یه قوری چای سفارش دادیم و تو استکانای کمرباریک شاه عباسی چایی خوردیمو به صدای سنتوری که پخش میشد گوش دادیم و برای فواره وسط حوض غش کردیم سی و نُه...

ما را در سایت سی و نُه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 62 تاريخ: جمعه 14 آبان 1395 ساعت: 11:21


+ عصری دارم میرم کتابخونه کتاب بیارم و بشینم شبای طولانیِ پاییزو باهاش سر کنم ، حالا اومدم از شما بخوام بهم کتاب پیشنهاد بدین...رمان،شعر در اولویت باشن و از اون خوب خوباش راستی از رضا امیرخانی میخوام کتاب بیارم ، نظرتون چیه ؟؟

سی و نُه...

ما را در سایت سی و نُه دنبال می‌کنید

برچسب: پنجاه و سه نفر,پنجاه و سه ترانه عاشقانه,پنجاه و سه ترانه ی عاشقانه,پنجاه و سه,دانلود پنجاه و سه ترانه عاشقانه,کتاب پنجاه و سه نفر,نامه پنجاه و سه نهج البلاغه,فیلم پنجاه وسه نفر,کتاب پنجاه و سه ترانه عاشقانه,پرونده پنجاه و سه نفر, نویسنده: بازدید: 60 تاريخ: جمعه 14 آبان 1395 ساعت: 11:21

صفحه بندی